خرید بک لینک

 

روز عجیبی بود

خواب دوستی که امید را در من زنده کرد

و اتفاقی شیرین که ارامش را در وجودم جاری ساخت

اما می ترسم از فردایی که شاید همه اینها خیال باشد

و باز من می مانم و کوهی از ناامیدی

که خوب می دانم ناامیدی گناه است

و از تو می خواهم خدای مهربانی

تویی که می گویی جز تو جای دگر نرویم

چشمانم به دستان پر از مهر توست

مرا دریاب

 

برچسب: نویسنده: شیوا کاشانی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 9:50

صفحه بندی